دستگاه تنفس

دستگاه تنفس و خفگي

اولين و مهمترين قدم در بهبود فرد آسيب ديده بعد از كنترل سطح هوشياري جهت انجام ارزيابي اوليه، اطمينان از انجام عمل تنفس در او مي‌باشد. به كمك تنفس، اكسيژن لازم به تمام بافتها بخصوص بافتهاي حياتي مثل مغز، قلب و ... مي‌رسد. محروميت اين اندامها به مدت 6-4 دقيقه باعث آسيب و مرگ آنها مي‌شود به همين دليل به اين زمان Golden Time يا زمان طلايي مي‌گويند.

ادامه نوشته

پيشگيري از آسيب هاي ورزشي

برنامه تمرينات ورزشي پيشگيري کننده از آسيب ، شش جزء اصلي دارد که عبارتند از : .......

ادامه نوشته

تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي

چكيده :

يكي از ويژگيهاي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،‌اينست كه باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان ، همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد . فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت تحول‌پذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا كه مي‌تواند با دانش‌آموزان داشته باشد ، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است . درباره تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات درحوزه تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد .

ادامه نوشته

نقش شیمی در صنعت خودرو

اهميت كاربرد ضد يخ ها و انواع آن

 

1

تجربه نشان داده است استفاده از خنك كننده ها يا ضديخها نه تنها به حفاظت از موتور خودرو در برابر يخ زدن كمك مي كند بلكه مانع از خوردگي اجزاي آن شده و همزمان با دفع حرارت توليد شده، تعادل حرارتي را در كل موتور برقرار مي كنند.

در موتورهاي ديزلي سنگين تنها يك سوم از كل انرژي توليد شده توسط موتور، براي به حركت در آوردن خودرو به كار گرفته مي شوند و يك سوم ديگر آن به وسيله اگزوز خارج شده و باقيمانده انرژي توسط سيال خنك كننده دفع مي شود. اين دفع حرارت منجر به بالا رفتن دما مي شود و ايجاد حرارت زياد باعث تسريع خرابي روغن و در پي آن خرابي موتور مي شود.

ادامه نوشته

بیماری ایدز

 

 

بيماري ايدز

درحال‌حاضر، 39 ميليون و 500 هزار نفر در جهان با ويروس اچ‌آي‌وي/ ايدز زندگي مي‌كنند. فقط در سال 2006، 4 ميليون و 300 هزار نفر به اين بيماري مبتلا شده‌اند. بنابراين، ايدز مهم‌ترين مشكل بهداشتي جهان و ويروس اچ‌آي‌وي خطرناك‌ترين دشمن بشريت محسوب مي‌شود. دهم آذر روز جهاني مبارزه با ايدز است كه يادآوري مي‌كند ويروس اين بيماري همچنان باقي است و مهم‌ترين راه مقابله با آن، پيشگيري از انتقال بيماري است.

دكتر كامران باقري لنكراني، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، در مراسمي كه به مناسبت روز جهاني ايدز در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برپا شده بود، گفت: «بيماري ايدز در دو دهة گذشته بيماري‌اي مردانه بود، درحالي‌كه درصد ابتلاي زنان به اين بيماري در سراسر جهان در حال افزايش است و درحال‌حاضر، 51 درصد مبتلايان را زنان و 49 درصد را مردان تشكيل مي‌دهند و اين تغيير نسبت مبتلايان عمدتاً مربوط به كشورهاي افريقايي است.»

وي اضافه كرد: «در ايران، 95 درصد مبتلايان مرد و 5 درصد زن هستند. اين در حالي است كه در افريقا، 75 درصد مبتلايان را زنان تشكيل مي‌دهند.»

1

وزير بهداشت تصريح كرد: «بيماري ايدز در ايران متعلق به گروه‌هاي خاص (معتادان تزريقي مواد مخدر) است و اين گروه مهم‌ترين گروهِ در معرض خطر ابتلاست كه با هماهنگي‌هاي انجام‌شده با قوة قضاييه مقرر شده چنانچه اين افراد براي درمان اقدام كنند، مجرم شناخته نشوند و تحت درمان قرار گيرند. در راستاي سياست‌هاي كاهش آسيب و پيگيري جدي مراقبت‌ها، تشكيل دادگاه‌هاي درمان‌محور هم پيش‌بيني شده است.»

وي با بيان اين مطلب كه يكي از راه‌هاي انتقال بيماري ايدز تماس جنسي است، گفت: «بسياري از افراد معتاد متأهل‌اند و همسران آنان در معرض ابتلاي به بيماري قرار دارند. بنابراين، پيشگيري فعال و مراقبت از اين گروه در دوران حاملگي و شروع درمان‌هاي ضد ويروسي براي پيشگيري از انتقال ويروس از مادر به جنين ضروري است.»

لنكراني به افزايش راه‌اندازي مراكز گذري (DIC) و مراكز مشاورة بيماري‌هاي رفتاري (VCT) اشاره كرد و گفت: «اجراي برنامه‌هاي كاهش آسيب، آموزش به افراد در معرض خطر، ارائة سرنگ و سوزن رايگان، اجراي برنامة درمان نگهدارنده با متادون، و ظرفيت‌سازي براي اينكه افراد بتوانند پس از درمان خودكفا شوند و كار كنند راهكارهاي مناسبي براي مبارزه با اعتياد و كاهش موارد ابتلا به اچ‌آي‌وي/ ايدز است.»

وزير بهداشت در خاتمه اظهار داشت: «بي‌بندوباري جنسي در جامعه، با مدنظر قرار دادن شيوع اچ‌آي‌وي/ ايدز، زمينة بالقوة خطرناكي را در كشور به‌وجود مي‌آورد كه براي مقابله با آن، آموزش و اطلاع‌رساني در زمينة مخاطرات رفتارهاي جنسي پرخطر بسيار حائز اهميت است.»

دكتر عباس صداقت، سرپرست ادارة كنترل ايدز مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت، نيز به مناسبت روز جهاني ايدز گفت: «تا پاييز 1385، 13702 نفر مبتلا به اچ‌آي‌وي/ ايدز شناسايي شده‌اند كه از اين تعداد، 12949 نفر (5/94 درصد) مرد و 753 نفر (5/5 درصد) زن هستند.»

وي تصريح كرد: «بيشترين موارد ابتلا (5/40 درصد) در گروه سني 25 تا 34 سال است و 4239 مرد و 237 زن مبتلا در اين گروه سني قرار دارند. 31 درصد مبتلايان نيز در طيف سني 35 تا 44 سال هستند. به عبارت ديگر، 5/71 درصد مبتلايان در گروه سني 25 تا 44 سال قرار دارند.»

صداقت تأكيد كرد: «ويروس ايدز از طريق تماس‌هاي معمولي نظير دست دادن، در آغوش كشيدن، روبوسي كردن، عطسه و سرفه كردن، استفاده از توالت و حمام مشترك، استفاده از ظروف و وسايل غذاخوري مشترك، استفاده از استخر عمومي و نيش حشرات منتقل نمي‌شود.»

وي با بيان اين مطلب كه مهم‌ترين راه انتقال ويروس ايدز در جهان از طريق تماس جنسي است، گفت: «در ايران، 6/64 درصد موارد ابتلا از طريق اعتياد تزريقي، 4/7 درصد از طريق انتقال جنسي، 8/1 درصد از خون و فرآورده‌هاي خوني، 5/0 درصد با انتقال از مادر به جنين و 8/25 درصد موارد با علل نامشخص است، ليكن پيش‌بيني مي‌شود كه بخش اعظم علل نامشخص مربوط به انتقال جنسي باشد كه به‌دليل مسائل فرهنگي و ننگ دانستن جامعه، از ابراز آن خودداري مي‌كنند.»

وي با اشاره به اينكه در كشور، 70 مورد ابتلاي جنين از مادر گزارش شده است گفت: «با هماهنگي‌هاي انجام‌شده با دفتر سلامت خانواده و جمعيت وزارت بهداشت، اين امكان فراهم شده كه از تمامي مادران مراجعه‌كننده به مراكز بهداشتي‌ـ‌درماني در زمينة رفتارهاي پرخطر سؤال شود و اگر مادر يا همسرش به يكي از رفتارهاي پرخطر مبادرت داشته باشد، مادر به مراكز مشاوره ارجاع داده شود. در اين مراكز به مادران توصيه مي‌شود كه حتي‌الامكان باردار نشوند يا از روش‌هاي محافظت فيزيكي نظير كاندوم استفاده كنند. در صورت بارداري نيز زايمان به صورت سزارين و در يك مركز مجهز انجام شود. همچنين، با توجه به پوشش گستردة نظام سلامت، امكان تغذية مصنوعي شيرخوار به‌سهولت فراهم است و تأكيد مي‌شود كه شيرخوار از تغذيه با شير مادر محروم شود زيرا احتمال انتقال بيماري از طريق شير وجود دارد.»

سرپرست ادارة كنترل ايدز مركز مديريت بيماري‌ها افزود: «بيماري ايدز داراي دورة پنجرة 2 تا 6 ماهه است. بدين معني كه در اين دوره، نتيجة تست‌هاي آزمايشگاهي فرد آلوده منفي است، درحالي‌كه ويروس در بدنش مستقر شده و ممكن است ساير افراد را آلوده كند. به اين دليل، امكان بيماريابي فعال ايدز وجود ندارد. از سوي ديگر، بيماري ايدز با رفتارهاي پرخطر مرتبط است و اين رفتارها با مشاوره شناسايي مي‌شوند. بنابراين، زوج‌ها مي‌توانند در صورت تمايل به مراكز مشاوره مراجعه كنند كه در صورت تشخيص وجود رفتارهاي پرخطر، براي آزمايش ارجاع داده مي‌شوند و نتايج آزمايش چه مثبت باشد و چه منفي، تحت مراقبت قرار مي‌گيرند چرا كه وجود رفتار پرخطر تأييد شده و بايد امكان بررسي‌هاي بعدي فراهم شود.»

وي آموزش جوانان را مهم‌ترين راه مقابله با بيماري ايدز دانست و افزود: «واقعيت اين است كه بروز رفتارهاي پرخطر جنسي در جامعه اجتناب‌ناپذير است چرا كه جوان‌ها، به‌دليل شور و اشتياقي كه دارند، در معرض آزمودن رفتارهاي پرخطر هستند. بنابراين، در كنار تقويت آموزه‌هاي ديني و اعتقادات مذهبي، محافظت شخصي را به آنها بياموزيم و به آنان آگاهي دهيم كه رفتارهاي جنسي محافظت‌نشده چه خطراتي به دنبال دارد، مصرف مواد محرك چه خطري دارد و... . مصرف مواد محرك، قدرت تصميم‌گيري را از فرد سلب و وي را به رفتارهاي پرخطر تشويق مي‌كند.»

صداقت اضافه كرد: «دورة نوجواني و جواني زمان شكل‌گيري شخصيت افراد است. پس در اين سنين، "نه گفتن" به رفتارهاي پرخطر را به آنان بياموزيم، آنها را به اعتقادات و توانمندي‌هاي فكري مسلح كنيم و در نهايت، مهارت‌هاي محافظت از خودشان در برابر آسيب‌هاي اجتماعي، و روش‌هاي پرهيزمدار را به آنها ياد دهيم. اينكه در صورت مواجهه با اين خطرات، چه تدابيري بينديشند، چه امكاناتي در اختيارشان قرار مي‌گيرد و با چه روش‌هايي مي‌توانند از ميزان آسيب به خود بكاهند.»

صداقت خاطرنشان كرد: «بحث انكار و اعمال تبعيض در مورد بيماران در خانواده و جامعه ممكن است عواقب جبران‌ناپذيري در پي داشته باشد. نبايد فكر كنيم كه اين بيماري متعلق به من و خانوادة من و جامعة من نيست، يا محال است من يا شريك زندگي‌ام به اين بيماري مبتلا شويم و... . به عمل نياوردن احتياط‌هاي لازم و تن دادن به رفتارهاي پرخطر هر فردي را در معرض ابتلا به بيماري قرار مي‌دهد و مبتلايان نبايد بيماري خود را كتمان كنند.»

وي ادامه داد: «اعمال تبعيض در مورد مبتلايان باعث مخفي‌تر شدن اين جمعيت مي‌شود و بيماران را از خدمات دور نگه مي‌دارد. مطالعات نشان داده كه اعمال تبعيض و ننگ قلمداد كردن بيماري سبب امتناع بيماران از ابراز بيماري و سلطة تفكرات و رفتارهاي ضداجتماعي بر آنها مي‌شود و فرد مبتلا، خود به اشاعة بيماري در سطح جامعه كمك مي‌كند. درحالي‌كه حمايت‌هاي اجتماعي سبب توانمندي افراد مبتلا به بيماري و انتقال اطلاعات لازم در زمينة انتقال و پيشگيري از بيماري به ساير افراد جامعه مي‌شود. بنابراين، نبايد فردي به‌دليل ابتلا به ايدز از تحصيل و شغل و خدمات بهداشتي‌ـ‌درماني و اجتماعي محروم شود.»

سرپرست ادارة كنترل ايدز تأكيد كرد: «براي محافظت از خود و خانواده‌مان در برابر بيماري ايدز، بايد در هنگام تجرد پرهيزمدار و در هنگام تأهل پايبند و متعهد به خانوادة خود باشيم.»

دكتر پرويز افشار، معاون سلامت، اصلاح و تربيت سازمان زندان‌هاي كشور، در حاشية برگزاري اين مراسم گفت: «بيماري ايدز ظرف سه سال گذشته به‌طور كامل در زندان‌هاي كشور مهار شده است و با اجراي برنامه‌هاي كاهش آسيب و درمان اعتياد، اين بيماري معضل بزرگ نظام زندانباني كشور نيست.»

وي در خصوص ميزان ابتلاي زنان زنداني به بيماري ايدز گفت: «براي بررسي ميزان ابتلاي زنان زنداني به ويروس اچ‌آي‌وي مطالعه‌اي انجام نشده است. ليكن، به منظور بررسي روند اپيدميولوژيك بيماري، سالانه تعدادي نمونة بدون نام و بدون تفكيك جنسي از زندانيان گرفته مي‌شود كه نشان داده 4/4 درصد افراد زنداني سابقة رفتارهاي پرخطر نظير تزريق مشترك، خالكوبي، رفتارهاي جنسي محافظت‌نشده، و دريافت خون و فرآورده‌هاي خوني و سابقة جراحي داشته‌اند.»

وي تصريح كرد: «جمعيت زنان زنداني كشور بسيار كم است و زنان 5/3 درصد جمعيت كل زندان‌هاي كشور را تشكيل مي‌دهند.»

افشار شايع‌ترين جرم‌هاي زندانيان را جرايم مرتبط با مواد مخدر عنوان كرد و افزود: «45 درصد جمعيت كل زندان‌هاي كشور جرايم مرتبط با مواد مخدر دارند كه اين رقم در مردان 45 الي 46 درصد و در زنان حدود 30 و اندي درصد است. اگر اعتياد را هم جزو جرايم مرتبط با مواد مخدر بدانيم، اين آمار نشان مي‌دهد كه ميزان اعتياد در زنان زنداني پايين‌تر از مردان است.»

درباره منظومه شمسی

پيدايش منظومه شمسي

 مسئله پيدايش زمين اهميت زيادي دارد. بدون داشتن تصور درستي درباره پيدايش زمين نمي‌توان ساختمان دروني كنوني زمين و رويدادهايي را كه در اعماق آن رخ مي‌دهد، درك كرد. در اعصار باستان تصورات مربوطه به پيدايش زمين و ساير سيارات منظومه خورشيدي داراي جنبه مذهبي بود. از جمله در عصر يونان قديم هومر (Homere) زمين را به صورت قرص فرض مي‌كرد. كه اطراف آن را دريايي بزرگ احاطه كرده است و يونان را مركز آن مي‌دانست و چنين بيان مي‌داشت كه اين قرص روي ستون‌هاي محكمي كه بر دوش رب‌النوع اطلس استوار است. شرقي‌ها از جمله معتقدين دين برهما تصور مي‌كردند كه ستونهاي مزبور بر روي چهار فيل عظيم‌الجثه قرار گرفته است.

دراين‌جا نظريات مختلف پيدايش زمين را به دو دسته كلي 1- نظريه‌هاي تصادفي يا دوتايي 2- نظريه‌هاي تكاملي يا انفرادي تقسيم مي‌كنيم.

1- نظريات تصادفي :

 در اين دسته نظريات تصور مي‌‌شود كه زمين و سيارات در نتيجه تأثير متقابل خورشيد و يك جرم سماوي ديگر تشكيل شده‌اند و بدين جهت آنها را نظريه‌هاي دوتايي نيز مي‌‌خوانند. در اينجا فقط از نظر سابقه تاريخي و به اختصار به آنها اشاره مي‌كنيم.

1-1 نظريه بوفون :

در سال 1745 بوفون فرانسوي نظر داد كه تشكيل زمين و سيارات ممكن است نتيجه جدا شدن قطعاتي از خورشيد در اثر برخورد با يك ستاره دنباله‌دار باشد. با شناخت امروزي از ستاره‌هاي دنباله‌دار اين نظريه را مردود مي‌دانند. ولي در آن زمان كليسا بوفون را متهم به انكار اسطوره كتاب مقدس درباره آفرينش كرد. و او بناچار از نظريات خويش چشم پوشيد.

 اين دو دانشمند آمريكايي در فاصله 1901 تا 1905 نظريه‌اي را عرضه كردند كه براساس اين

2-1 : نظريات چمبرلين و مولتن

 نظريه در اثر عبور ستاره‌اي از نزديك خورشيد، در اثر نيروي جاذبه زايده‌اي از خورشيد به سمت ستاره خارج شده و دماي زياد گازهاي تحت فشار آن سبب ايجاد انفجارات متعدد شده و قسمت‌هاي سنگين‌تر اين قطعات جدا شده هسته اوليه سيارات را تشكيل داده است.

3-1 : نظريه جفريز- جنيز:

اين نظريه در سال‌هاي 1918 و1919 عنوان شد. در اين نظريه فرض مي‌شود، كه خورشيد در زمان تشكيل سيارات حجم خيلي زيادتري داشته و عبور ستاره ديگري از نزديك آن سبب شده است كه توده باريك و درازي از خورشيد جدا شود. اين توده به علت ناپايداري به قطعاتي تقسيم شده است به هنگام نزديك‌ شدن اين توده‌ هابه خورشيد در اثر نيروي جاذبه خورشيد قسمت‌هايي از بعضي سيارات جدا شده و اقمار آنها را تشكيل داده است.

4-1 : نظريه راسل:

 راسل منجم امريكايي در سال 1935 پيشنهاد كرد كه ممكن است خورشيد در بدو امر يك ستاره دوتايي و ستاره دومي به مراتب از خورشيد كوچكتر بوده است و در اثر برخورد بين اين ستاره كوچك و ستاره اصلي سيارات منظومه شمسي بوجود آمده‌اند.

 

2- نظريات تكاملي:

s اين نظريه‌ها تشكيل سيارات را براساس تكامل تدريجي آنها بيان مي‌كند كه در زير آنها را به ترتيب قدمت بررسي مي‌كنيم.

1-2 : نظريه كانت:

براساس اين نظريه كه در سال 1755 بيان شد. خورشيد امروزي در مركز توده‌ايي از گاز و ذرات جامد ريز، موسوم به نبولا (Nebula ) قرار داشته و نبولا در اثر نيروي جاذبه حول خورشيد درگردش بوده است بعداً در اثر سردشدن در اين توده اوليه، مراكز مختلفي بوجود آمده، كه دور هريك از اين مراكز، قسمتي از نبولاي اصلي به گردش درآمده و سيار ات و اقمار آنها را تشكيل داده است.

2-2 : نظريه لاپلاس:

 در سال 1769، لاپلاس كتابي بنام شرح سيستم جهان منتشر كرد كه نظرياتي راجع به منشأ سيارات بيان شده است.

برطبق نظريه لاپلاس، سياره‌ها از يك ماده رقيق كه اطراف خورشيد اوليه، را فراگرفته و ابعاد آن از حدود ابعاد منظومه فعلي بيشتر بوده است، بوجود آمده‌اند بتدريج ماده رقيق ياد شده خنك و متراكم شده و در اثر تراكم سرعت گردش آن زياد شده است و پس از مدتي نيروي گريز از مركز كه به قسمت‌هاي بيروني توده اثر مي‌كرده، از نيروي جاذبه خورشيد بيشتر شده و در نتيجه كمربندهايي نظير آنچه كه امروز به دور زحل ديده مي‌شود بوجود آمده، و بعدها در اين كمربندها شكاف‌هايي بوجود آمده، و بتدريج سيارات بوجود آمده‌اند.

3-2 : نظريه لي‌گونده (Ligonde ) :

 در اواخر قرن نوزدهم، لي‌گونده فرضيه شهابي تشكيل منظومه شمسي را بيان كرد. وي معتقد بود تراكم ماده معلول دو علت است يكي برخوردهاي غيرالاستيك ذرات و ديگري وجود نيروي چسبندگي بين آنها، و نتيجه گرفت كه در اثر وجود اين دو نيرو، ماده در يك قرص دوار متراكم شده و بعدها سيارات از آن بوجود آمده‌اند.

4-2 : نظريه كويپر:

 در سال 1949 كويپر تحقيق درباره منشأ منظومه شمس را آغاز كرد. وي معتقد شد كه سيارات در اثر يك رشد دائمي و به هم پيوستن قطعات كوچك بوجود نيامده‌اند بلكه در اول به صورت جرم سياره بزرگتر از اندازه فعلي تشكيل شده و با از دست دادن مقداري ماده به صورت سيارات كنوني درآمد.

كويپر پيدايش جرم بزرگ اوليه را در نتيجه بروز آشفتگي در ماده ابري اوليه مي‌داند وي معتقد بود كه ماده اوليه ابري شكل و خورشيد در يك زمان بوجود آمده‌اند و خورشيد خود نيز محصول تراكم ماده ابري شكل است كه سيارات اوليه از آن تشكيل شده‌اند. او معتقد بود كه سياره‌هاي اوليه موقعي تشكيل شده‌اند كه خورشيد هنوز شروع به تشعشع نكرده بود.

5-2 : نظريه يوري:

 در سال 1951 يوري دانشمند آمريكايي نظريه‌ايي را عنوان كرد كه تا حدودي با ساير نظريات متفاوت، و بر اطلاعات ناشي از نجوم متكي بود وي تشكيل زمين را نتيجه انباشتگي و تراكم ذرات جامد دانست او عقيده داشت كه سطح اجرام (سياره سان) كه زمين و سيارات از اجتماع آنها بوجود آمده در ابتدا گرم بوده است.

6-2 : نظريه آلفون

آلفون فيزيكدان سوئدي نيز نظريه خويش را بين سالهاي 1942 تا 1954 عرضه و تكميل كرد وي معتقد بود كه در موقع تشكيل سيارات، خورشيد در ميان يك توده داغ و يونيزه واقع، و ميدان مغناطيسي قوي داشته و گازهاي موجود در اطراف آن، هادي الكتريسيته بوده است. آلفون توضيح مي‌دهد چهار توده گازي بوجود آمده، كه اولي از هليوم، دومي از هيدروژن- سومي از كربن و چهارمي از آهن و سيلسيم تشكيل شده است البته در هر يك از اين توده‌ها، ناخالصي‌هايي از توده‌هاي ديگر نيز وجود داشته است به نظر وي بعدها، سيارات به ترتيب از اين چهار توده بوجود آمده‌اند.

7-2 : نظريه هويل (Hoyle )

 اين نظريه در سال 1955 به وسيله هويل دانشمند انگليسي عنوان شده است هويل تشكيل سيارات را به تشكيل خود خورشيد مربوط مي‌كند وي معتقد است كه همه آنها از ابري گازي شكل كه داراي ميدان مغناطيسي و در حال چرخش بوده، بوجود آمده‌اند. اين ابر تحت تأثير جاذبه موجود بين ذرات تشكيل دهنده خود متراكم شده و در حاليكه بتدريج سرعت چرخش آن افزايش مي‌يافته، كم‌كم به صورت يك بيضوي مسطح درآمده است. او با محاسبه نشان مي‌دهد كه در لحظه‌ايي كه قطر استوايي توده به حد مدار فعلي عطارد مي‌رسد د قسمت مركزي توده تدريجاً منقبض مي‌شود و بالاخره خورشيد را تشكيل مي‌دهد.

مطابق اين نظريه، تركيب قرص گازي با تركيب خورشيد فعلي و ستارگان و مواد موجود بين ستارگان تفاوت كمي دارد. يعني اساساً شامل هيدروژن- هليوم ومقدار ناچيزي از عناصر سنگيني است در ابتدا به علت گرماي خورشيد، تنها عناصر سنگين مي‌توانند به صورت ذرات ريز كه در عقب گاز قرص قرار مي‌گيرند به گسترش و انباشتگي خود ادامه دهند.

سيارات خاكي كه به طور عمده از آهناكي- سيليسيم و منيزيم تشكيل شده‌اند به اين ترتيب به وجود آمده‌اند.

8-2 : نظريه اشميت:

 نظريات اشميت اولين بار در سال 1943 انتشار يافت و پس از مرگ وي در سال 1956 نظرياتش با تغييرات جزئي توسط همكارانش كوزلوسكايا حلمي لون- ولبدينسكي مجدداً عرضه شد. بنا به نظريه اشميت، سطحي كه امروز مدار اغلب سيارات در آن واقع است استواي خورشيد اوليه بود. و ماده تشكيل دهنده سيارات، كه بيش از تشكيل آنها به صورت ماده ابري شكلي در اين سطح پخش بوده، به دور خورشيد حركت مي‌كرده است.

اشميت تشكيل سيارات را به دو مرحله تقسيم مي‌كند:

مرحله اول : تشكيل اجرام متوسط به ابعادي در حدود سياره سان‌ها از ماده ابري شكل اوليه.

مرحله دوم: تشكيل سيارات از يكي‌شدن اجرام مرحله اول است.

اگر فرض كنيم كه توده‌هاي مخلوط از ذرات جامد و گاز به صورت ابر و به شكل قرص در استواي خورشيد اوليه قرار داشته است در اثر انباشته‌شدن ذرات جامد در وسط قرص فاصله آنها كم و در نتيجه نيروي جاذبه ميان آنها زياد شده واين خود تراكم زياد ماده را سبب شده است. پس از مدتي در نقاط مختلفي از قرص، اجرام جامدي از انباشتگي ذرات جامد بوجود آمده‌اند در اثر برخورد اجرام به يكديگر و خردشدن آنها، به هر حال پس از بوجود آمدن تعداد زيادي از اين اجرام، مرحله دوم يعني مرحله تشكيل سيارات از اجرام سياره‌سان شروع شده است بعضي از اجرام سياره‌ سان با جرم بيشتر و خردشدگي كمتر، در حقيقت جنين سياره‌هاي امروز بوده‌اند.

زلزله در لرسـتان

منطقه زلزله زده  لرستان

و ایران هر زمان تب دار و لرز آلود می لرزد و می گوید مرا دریاب !

من مام توام !  دخت عزیزم !  پور دستانم !  ....

بار دیگر ایران لرزید و این بار دلاوران خطه لرستان را اندوهناک و خشمگین ساخت دوباره راهی منطقه زلزله زده دیگری شدیم .هوا تاریک شده بود که به بروجرد رسیدیم مردم در میدانها و بلوارهای شهر چادر زده بودند زلزله صبح با آنکه تخریب زیادی در بروجرد نداشت اما شرط عقل نبود که زیر سقفی شب به صبح رسانند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خرابيهاي زلزله در لرستان

 

 

استان لرستان در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ايران واقع شده و با استان های مرکزی، همدان، اصفهان، ايلام، کرمانشاه و خوزستان همسايه است.

مساحت اين استان از 28 هزار کيلومتر مربع و جمعيت آن از 6/1 ميليون نفر بيشتر است.

مرکز استان لرستان شهر خرم آباد است

 

  مردم می گفتند مدت زمین لرزه طولانی بود و همین بیشتر آنها را ترسانده بود. از چادر ها بگویم بعضی از آنها چادر های سفری بودند که مثل چادر ما تابستانی و سرد بودند و بیشتر چادر های ابداعی با پارچه و طناب و نایلون و ... که باکمک درخت ها آنها را مهار کرده بودند

  خیلی از این چادر نامها تنها بدنه داشتند بدون سقف برای استتار یک خانواده و در هوای سرد بروجرد خدا می داند که بر مردم خصوصا پیران و کودکان چه می گذشت .

تصویر پیرمردی که چند پتوی نازک بر دوش انداخته بود و کنار جدول خیابان نشسته بود در خاطرم ماند . از وضع نابسامان مردم پرسیدیم و کمی عکس گرفتیم . اما چون خیابان ها تبدیل به خانه هایی شده بود که تنها پارچه هایی آنها را جدا می کرد و احتمال این را می دادیم که مردم از این وضعیت و در نیز درانتظار پس لرزه ها بودن  عصبی و خسته باشندترجیح دادیم  با سوالاتمان خسته ترشان نکرده و زودتربه سراغ محلهای اصلی حادثه برویم .

به هلال احمر شهر رفتیم  و خواستیم تا نام  روستاهای اصلی زلزله زده را به ما بگوید. و با در دست داشتن نقشه ای محلی که بسیار ضعیف و نا کارآمد بود راه افتادیم . اولین روستایی که می خواستیم به آن برسیم شیروان بود . می گفتند بعد از پادگان است که رفتیم ولی راه آن روستا را نیافتیم . لازم به ذکر است که روستاهای لرستان تقریبا مانند روستاهای مازندران به هم نزدیکند و از جاده اصلی فاصله زیادی ندارند . به بخش سیلاخور که مکان اصلی زلزله بود رسیدیم  شهر چالان چولان . بر سردر آن نوشته شده بود به چمن جولان شهر چالان چولان خوش آمدید . بعد از صحبت مهندس سعیدی با نمایندگان شوراهای سه روستا متوجه شدیم که تعداد کشته ها بسیار کمتر از ان است که ما انتظار داشتیم و خوشبختانه تمامی محبوسین در زیر اوار و مجروحین را مردم محلی از زیر اوار دراوردند و این برای ما به معنی ان بود که دیگر نیازی به اوار برداری نیست و فرصتی برای استراحت داریم .

 در روبروی بخشداری گروهی با روشن کردن اتش منتظر نشسته بودند . بعضی از آنها از روستاهای اطراف آمده بودند که شاید بتوانند چادری برای خانواده شان پیدا کنند .جوانان در پی یافتن شاخه ها و چوب خشک برای افروختن آتش بودند . دوری در شهر زدیم . مردم در چالان چولان اغلب در چادر های هلال احمر خوابیده بودند . کنار شهر هم امبولانسی پارک کرده بود . در تاریکی نمی توانستیم روستاها را پیدا کنیم ناچار همانجا چادر زدیم .

هوا بسیار سرد بود  طوری که نیمه شب تمام دیواره های چادر ما خیس بود صبح زود خوابیده نخوابیده برخاستیم . تازه دیدم که چه بر سر شهر آمده بود .

 

 

 

 

 

بروجرد

بیشتر خانه ها فرو ریخته بود و چون مردم آن منطقه اکثرا دامدارند . حیوانات خانگی هم وضع نابسامانی داشتند ...  ادامه دارد .
 زلزله سیلاخور ( از درود تا بروجرد )

در منطقه زلزله زده با توجه به خروج مردم از منازل قبل از وقوع زلزله اصلی تعداد محبوسین در زیر آوار و نیز مجروحین و مفقودین بسیار کمتر از براورد  انجام شده بود که خوشبختانه همان تعداد اندک نیز توسط نیروهای مردمی خود منطقه و بستگانشان از زیر اوار خارج شده بودند . لذا سه هدف اولیه گروه اعزامی به خودی از فهرست اهداف حذف گردید و تنها مستند سازی تصویری و مصاحبه با مردم بومی جهت تهیه گزارش بی طرف از حادثه مود توجه قرار گرفته و در طی دو روز با عکس برداری از مناطق و روستاهای آسیب دیده اقدام به مستند سازی عملکرد مسئولان در سه زمینه مدیریت بحران و فرماندهی عملیات در کنار بازتاب اجتماعی حادثه گردید . گزارش مقدماتی مدیریت بحران و فرماندهی عملیات این زلزله با توجه به مسئولیت من (علیرضا سعیدی ) به عنوان دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران در سایت رسمی این جمعیت ارائه گردید و گزارش اجتماعی این سفر که توسط فائزه جنیدی ( موسس گروه موج پیشرو ) تهیه گردیده است تا روز آتی بروی سایت و وبلاگ موج پیشرو در دسترس شما قرار خواهد گرفت .

خسارات ناشي از زلزله لرستان

طی ساعات شامگاه پنجشنبه، 30 مارس، و بامداد روز جمعه، 31 مارس، در مناطق شمال شرق استان لرستان و به خصوص شهرهای بروجرد و دورود و روستاهای اطراف آنها زمين لرزه هايی به وقوع پيوست که به کشته و زخمی شدن دهها نفر منجر شده و خسارات سنگينی برجای گذاشته است.

در اين حادثه بر اثر ريزش آوار ۶۳نفر كشته و يك هزار و ۴۱۸ نفر مجروح شدند.

با وجود تلفات جاني پايين اين زلزله سهميگن اما حدود ۱۰هزار واحد مسكوني شهري و ۳۰هزار واحد مسكوني روستايي به طور كلي تخريب شد.

دو زمين لرزه به بزرگی 1/5 و 7/4 درجه در مقياس ريشتر به ترتيب در ساعات هفت و 47 دقيقه و يازده و 6 دقيقه بعد از ظهر پنجشنبه، و زمين لرزه ديگری نيز به بزرگی 0/6 درجه در مقياس ريشتر حدود ساعت چهار و 50 دقيقه بامداد روز جمعه مناطق شمال شرق استان لرستان را به لرزه در آورد.

علی بارانی، رييس ستاد حوادث غير مترقبه استان، خسارات مالی ناشی از وقوع زمين لرزه های شامگاه پنجشنبه و صبح جمعه در دورود و بروجرد را سنگين توصيف کرده و گفته است که روستاهای دشت سيلاخور، در حد فاصل دورود وبروجرد، بين 30 تا 100 درصد تخريب شده است.

 وی گفته است که امدادگران همراه با اقلام مورد نياز، مانند چادر و آذوقه، برای کمک به زلزله زدگان اعزام شده اند و کمبود آمبولانس را از جمله مشکلات در کمک رسانی اعلام داشته است.

در برخی گزارش ها، تعداد روستاهای آسيب ديده تا چهل روستا گزارش شده و خبرگزاری ايرنا از قول فرماندار دورود گفته است که ده روستای اين شهر بين 60 تا 80 درصد تخريب شده است.

پس از وقوع زمين لرزه های خفيف تر در شامگاه روز پنجشنبه، ساکنان دورود و روستاهای اطراف به خيابان ها ريختند و برخی از آنان شب را در فضای باز به سر بردند و به نظر می رسد که خارج بودن جمعی از مردم از خانه های خود در زمان وقوع زمين لرزه شديدتر بامداد جمعه از تلفات بيشتر جلوگيری کرده است.

اطلاع رسانی قبل و بعد از زلزله

 بی گمان، افزایش سطح آگاهی مردم نسبت به نحوه عملکرد زلزله، موجب تقلیل تعداد مجروحین و کاهش چشمگیر تعداد کشته ها در این زلزله شده است  .

با توجه به مصاحبه های انجام شده در سطح منطقه، اطلاع رسانی از طریق صدا و سیما در طی دو سال گذشته تاثیر به سزایی در بیرون ماندن مردم در شب حادثه داشته اما توجه به این نکته هم حائز اهمیت میباشد که در همین مصاحبه ها نیز مردم بومی از نحوه اطلاع رسانی در شب منتهی به حادثه چه از طریق مراکز علمی و چه از طریق رسانه های جمعی ابراز نارضایتی می کردند . آنها معتقد بودند در صورتی که اطلاع رسانی بصورت کاملتری انجام می گرفت شاید تعدا کمتری در زیر سقف می خوابیدند .

از نکات مرتبط با امر اطلاع رسانی ، ضعف در اطلاع رسانی پس از وقوع حادثه بود . متاسفانه با خاتمه یافت زلزله، از همان شب اول بازار شایعات و اخبار غیر تخصصی در بین مردم بسیار شایع شده است و همین موضوع موجب اضطراب و تنش بسیار در بین مردم گردیده بود . متاسفانه مراکز علمی و تخصصی مرتبط با زلزله در دو روز اول حادثه در اطلاع رسانی متناسب با حادثه که موجب کاهش بار اضطراب بین مردم گردد چه از طریق صدا و سیما و چه از طریق حضور در مساجد و میادین اصلی بسیار کم کار کردند . که لازم است مدیران برای چنین نیازهایی نیز برنامه ای مدون داشته باشند .

اسکان اضطراری

 مردم در شهر های درود و بروجرد بعلت ترس از وقوع زلزله مجدد شبها در میادین و بلوارهای شهر می خوابند . مردم شهر با استفاده از پلاستیک و برزنت اقدام به ساختن چادر های موقت نموده اند.

تعداد چادرهای اهدایی در سطح شهر بروجرد بسیار اندک بود و اغلب چادرهای نصب شده از نوع چادرهای شخصی بود .

مردم در سطح روستا ها همچون روستاهای لوان علیا و سفلا تا ساعت پنج صبح شنبه 12 فروردین فاقد سرپناه بودند در حالی که این دو روستا از جمله روستاهایی بودند که تخریب ساختمانها در انها بسیار بالا بوده است  . تا ساعت یک بعدالظهر روز شنبه بنا بر اظهار مردم روستا از هیچ یک از مسئولان در این روستاها حضور پیدا نکرده بودند .

 مردم در این دو روستا از مدفون شدن احشام در زیر اوار و احتمالا ایجاد تعفن اظهار ناراحتی نموده و خواستار اوار برداری آغلها و دفن احشام خود بودند . تعداد ده تا پانزده خانوار  این روستا تا ظهر روز شنبه نیز فاقد سرپناه بودند .

در بین این خانوارها  متاسفانه می شد خانوارهایی را مشاهده نمود که یکی از اعضاء خود را از دست داده بودند و یا کودکان شیر خوار داشتند

تامین آب آشامیدنی و بهداشتی

در اکثر روستا ها آب بهداشتی در دسترس مردم بود اما برای آب آشامیدنی مردم در سطح روستاها با مشکلات دست به گریبان هستند که البته در بعضی مناطق می توان نیروهای مقاومت بسیج را با منبع های آب که بروی لندکروز نصب شده بودند را در حال توزیع آب دید .

سرویسهای بهداشتی

برخلاف زلزله های قبلی ایران ، در این زلزله مشکل سرویسهای بهداشتی وجود نداشت که می توان دلیل ان را بدلیل بافت نا متقارن روستا ها دانست . چرا که در سطح روستا تعداد اندکی ساختمانهای را که با اصول مهندسی ساخته شده باشند را هم  مشاهده نمود که دارای کاربری حتی پس از زلزله بودند که در روز دوم در اختیار باقی اهالی قرار داشتند .

 

مجروحین و کشته شدگان

تعداد مجروحین و کشته شدگان در این زلزله نسبت به زلزله های مشابه و وسعت روستاها و تخریبهای انجام شده بسیار محدود بود که اغلب این مجروحین و کشته شدگان نیز در همان چند ساعت اول توسط اهالی بومی از زیر اوار خارج شده بودند

عملکرد مردم

بدلیل بالا رفتن دانش مردم در خصوص نحوه عملکرد تعدا مجروحین و کشته شدگان بسیار کمتر از براوردها بوده است

مردم که با استفاده از تجربه زلزله بم و زرند با وقوع پیش لرزه های شب قبل از منزل خود خارج شده بودند تا به صبح به منزل باز نگشته و تنها تعداد اندکی شب را در منازل باقی ماندند . و این به کمتر شدن مجروحین و کشته شده گان کمک نمود .

 مشکلات ویژه

مشکل اساس در روستاها با توجه به حشم دار بودن روستاییان ، نبودن آغل های مناسب برای حیوانات بود که میبایست قبل از آنکه در طی روزهای آتی این مشکل به بحران تبدیل گردد برای آغل های موقت اقدام گردد .

قابل توجه علاقه مندان به صنعت گاز در ایران

 

توسعه صنعت گاز در ايران

 ايران دومين كشور صاحب ذخاير گاز طبيعي جهان است. ذخيره گازي كشور 6/26 تريليون متر مكعب برآورد مي گردد. با توجه به اين كه هنوز همه مناطق جغرافيايي ايران مورد مطالعات زمين شناختي قرار نگرفته است اين رقم مي‌تواند در آينده افزايش يابد. امروزه گاز طبيعي نزديك 25 درصد انرژي مورد نياز بشر را تامين مي‌كند. باتوجه به مسائل زيست محيطي و كاهش ذخاير نفتي جهان سهم گاز در سبد مصرف انرژي در حال افزايش است.

ارزش اقتصادي و اهميت استراتزيك ذخاير گازي كشور، ما را با اين پرسش اساسي روبرو مي كند كه راه درست استفاده از منابع گازي كشور چيست؟ و چگونه مي توان گاز را ابزار توسعه و ترقي ايران كرد؟

پاسخ‌هاي رايج به اين مسئله را مي توان به دو دسته كلي تقسيم كرد. نخست پاسخي است كه منباي سياست‌هاي توسعه صنعت گاز كشور قرار دارد. اين پاسخ را ما به عنوان سياست هاي توسعه صنعت گاز مورد بررسي قرار مي دهيم. پاسخ دوم با نقد اين سياست‌ها، استفاده از گاز در جهت حداكثر منافع ملي را مورد نظر قرار مي دهد و از اين زاويه به مسئله پاسخ مي دهد. درقسمت اول اين مقاله ديدگاه نخست را مورد مورد نقد و ارزيابي قرار مي‌دهيم و در قسمت دوم آن به بررسي نظر دوم مي‌پردازيم.

1

1- سياست‌هاي توسعه صنعت گاز

صنعت گاز كشور در سا‌ل‌هاي اخيرا روند رشد پرشتابي را آغاز كرده است. اين حركت بيش از آنكه بر بناي نظري شفاف و روشني قرار داشته باشد مبتني بر نظرات مديران و كارشناسان صنعت نفت و گاز كشور است كه اسناد آن به طور روشني در اختيار جامعه علمي كشور نيست. بررسي سياست امروز توسعه صنعت گاز در ايران نشان مي‌دهد توسعه اين صنعت بر اساس محورهاي كلي زير قرار دارد.

نخست : ايران منابع گازي سرشاري دارد و گاز يكي از منابع اصلي تامين‌كننده انرژي خصوصاً در دهه‌هاي آينده مي‌باشد. از اينرو بايد تلاش كرد تا جايگاه مناسبي دربازار گاز منطقه و جهان بدست آورد و از رقبا باز نماند. ايران مخازن مشترك گازي با كشورهاي همسايه دارد كه پارس جنوبي مهمترين آن است. توسعه اين ميدان و عقب نماندن از قطر در بهره‌برداري از آن اهميت خاصي دارد.

دوم: از نظر قيمت و مسائل زيست‌محيطي گاز جايگزين مناسبي براي نفت و ديگر عامل‌هاي انرژي در كشور است.

سوم: تزريق گاز به ميادين نفتي موجب افزايش بازيافت اين مخازن مي‌شود. با توجه به شرايط خاص مخازن نفتي كشور، تزريق گاز يكي از سياست‌هاي توسعه اين صنعت مي‌باشد.

چهارم: گاز به عنوان خوراك كارخانجات پتروشيمي مي‌تواند ماده اوليه توليد محصولاتي شود كه ارزش افزوده بيشتري دارند.

براساس اين سياست‌ها صنعت نفت در دوره اخير ( پس از وزارت مهندس زنگنه در سال (1376) برنامه‌هاي كلان زير را در اين صنعت آغاز كرده است.

1- تقسيم‌بندي ميدان گازي پارس جنوبي در مرحله اول به ده فاز و سپردن توسعه اين ميدان به شركت‌هاي داخلي و خارجي به صورت قراردادهاي بيع متقابل و فاينانس1 و ادامه توسعه آن تا بيست فاز( هر مرحله يا فاز توسعه اين ميدان براي توليد 25 ميليون متر مكعب گاز طبيعي، 40 هزار بشكه ميعانات گازي و 200 تن گوگرد در روز طراحي شده است.)

2- احداث خط لوله صادرات گاز به تركيه و تلاش براي صادرات گاز به وسيله خط لوله يا گاز مايع شده LNG به ديگر كشورها خصوصا كشورهاي منطقه

3- گسترش شبكه مصرف گاز طبيعي در كشور

4- استفاده از گاز به عنوان خوراك كارخانجات پتروشيمي و توسعه صنعت پتروشيمي در منطقه ساحلي مجاور ميدان گازي پارس جنوبي

5- توسعه طرح‌هاي تزريق گاز به ميادين نفتي و اختصاص گاز توليدي دو فاز پارس جنوبي به تزريق گاز به مخزن آغاجاري

6- برنامه‌ريزي براي تاسيس كارخانجات تبديل گاز به فرآورده‌هاي با ارزش ياGTL (4 )

صنعت گاز پيش از انقلاب محدود به خط لوله صادرات گاز به روسيه و شبكه مصرف گاز طبيعي در چند شهر بزرگ بود. پس از انقلاب در محله اول توسعه صنعت گاز معطوف به گسترش خطوط مصرف شهري شد. در اين جهت شبكه گاز شهري به اكثر نقاط كشور گسترش يافت. در مرحله بعد توسعه ميدان پارس جنوبي در اولويت برنامه‌هاي صنعت گاز قرار گرفت. توسعه اين ميدان را مي‌توان نقطه عطفي در تاريخ صنعت گاز كشور دانست.

از جمله سياست‌هاي اجرايي اين طرح فعال كردن شركت‌هاي داخلي در انجام آن و تامين تجهيزات مورد نياز از بازار داخلي است. براي تحقق اين هدف شركت پتروپارس تاسيس شد. هدف از اين كار افزايش سهم شركت‌هاي خدمت فني و مهندسي داخلي در انجام اين طرح و كسب توان مديريت كلان پروژه‌هاي توسعه بالادستي و پائين‌دستي در صنعت نفت و گاز مي‌باشد. ارتقاء توان مديريت پروژه‌هاي بزرگ يكي از اقدامات اساسي درتوسعه فناوري ملي است.

1- عليرغم توجه به ارتقا سطح توان فني و مهندسي كشور، هنوز اساس توسعه صنعت گاز در جهت بهره‌برداري از مخازن نفت و گاز و توليد ارزش افزوده به وسيله مصرف، صدور يا تبديل گاز به فرآورده‌ نفتي يا مواد پايه پتروشيميايي است. اين سياست، توسعه صنعت نفت و گاز را در گسترش شبكه مصرف، ساخت كارخانجات صنعتي و تاسيسات بهره‌برداري در جهت افزايش ميزان توليد نفت و گاز و مشتقات آنها مي بيند و توسعه زيرساخت‌هاي صنعتي، سازوكارهاي بازار و تكنولوژي را فرع اين هدف دنبال مي‌كند. اشكالات اساسي اين ديدگاه و سياست‌هاي توسعه صنعت گاز عبارتند از:

1- نگرش حاكم بر روند توسعه صنعت نفت نگاهي سخت‌افزاري است كه به توسعه نرم افزاري امور، شامل زيرساخت‌هاي سازماني و تكنولوژيك هماهنگ با گسترش سخت‌افزارها اهميت لازم را نمي دهد. مهمترين بخش صنعت گاز در ايران واحدهاي بهره‌برداري شامل تاسيسات سرچاهي، پالايشگاه‌ها، خطوط توزيع و شبكه مصرف مي باشند. اين واحدها بايد در سازماندهي منظم و دقيقي كنار هم قرار گيرند. امروز در حالي كه ما شبكه مصرف گسترده‌اي در كشور تدارك ديده‌ايم مشكلات ساختاري اساسي مانند عدم ارتباط درست قسمت‌هاي مصرف و تزريق و صادرات، ناهماهنگي در شبكه مصرف، مشكلات سازماني مانند مسائل انگيزشي كاركنان و شدت بالاي مصرف انرژي گريبانگير اين واحدها مي باشد.

2- يكي ديگر از مهمترين زيرساخت‌هاي نرم افزاري توسعه، فرهنگ حركت مبتني بر برنامه و كار كارشناسي است. گاز مي‌‌تواند صادر شود يا جايگزين مناسب نفت و مشتقات آن گردد. از گاز فشرده CNG به عنوان سوخت خودرو مي‌توان استفاده كرد. گاز سوخت خانگي مطلوبي است يا حتي مي‌تواند نيروگاه‌هاي بزرگ برق را روشن كند. با جايگزيني گاز، معادل آن نفت، از سبد مصرف انرژي كشور خارج مي‌شود و مجال صدور نفت بيشتري هم فراهم مي‌آيد.

كاربردهاي گاز بايد در يك استراتژي يا الگوي بهينه مصرف گاز تعريف شود. الگوئي كه طرح روشني از صنعت گاز در آينده را نشان دهد و توسعه صنعت گاز را در يك طرح كلي با صنايع مكمل و جانبي آن هماهنگ سازد.

صنعت گاز كشور امروز فاقد چنين طرح يا الگوي حداقلي است كه در آن وزن هر يك از روش‌هاي استفاده از گاز مشخص شده باشد. در نتيجه امر مهمي مانند تزريق گاز به ميادين نفتي مورد غفلت قرار گرفته است اما صدور گاز كه براي ما فاقد اولويت لازم است در اولويت فعاليت‌هاي وزارت نفت قرار دارد.

در اين زمينه نظر سنجي انجام شده در شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران نشان مي‌دهد قاطبه جامعه كارشناسي صنعت گاز بر اين اعتقادند كه صنعت گاز ما فاقد استراتژي روشني در عمل است. بديهي است بدون برنامه، هيچ حركت توسعه‌اي نمي‌تواند به نتيجه لازم برسد.

توسعه ميدان پارس جنوبي هم بدون برنامه‌اي كه زيرساخت‌هاي سازماني، انساني، زيست محيطي و فني لازم را ببيند آغاز شد. سياست هاي كلي توسعه اين ميدان مبتني بر نظرات مديريتي و جلسات كارشناسي مديران و كارشناسان صنعت نفت است و مطالعات علمي روشني مبناي اين كار نيست. گواه ما اين است كه اسنادي كه برنامه توسعه اين ميدان را گزارش مي‌دهند مشخص نمي‌كنند اين ميدان تا چند مرحله توسعه مي‌يابد. يعني توسعه اين ميدان با آينده‌نگري لازم توام نبوده است.

3- نگرش حاكم بر توسعه صنعت گاز به دنبال كسب ارزش افزوده مستقيم از توليد گاز است و تكنولوژي در اين نگرش به صورت ابزار توسعه و كسب درآمد محسوب مي‌شود. از اينرو سياستگذاران توسعه صنعت گاز به دنبال كسب سرمايه و تكنولوژي از منابع خارجي و داخلي براي نيل به اين هدف اصلي هستند. آنها به تكنولوژي و سرمايه به عنوان اكسيري كه به هر قيمتي بايد آن را از منابع داخلي تهيه كرد يا تجهيز منابع اخلي را بايد به عنوان هدف اصلي توسعه دنبال نمود نگاه نمي‌كنند.

نگرش آنها مبتني بر بهره‌برداري و كسب ارزش افزوده از فروش نفت, گاز است. در حالي كه فعاليت اقتصادي و تجارت مبتني بر تكنولوژي مبناي بازار و كسب درآمد در بازار امروز جهاني است. درآمد شركت‌ها و كشورهايي كه به اين شيوه رفتار مي‌كنند با كشورهاي فروشنده منابع خام قابل مقايسه نيست. منابع نفتي و گازي ما در يك استراتژي درست بايد وسيله دستيابي به فناوري و توسعه فعاليت اقتصادي شركت‌هاي ايراني در اين صنعت تلقي شوند.

سياست‌هاي كلي توسعه صنايع جانبي گاز هم براساس نگرش به گاز به عنوان موقعيت‌ سرمايه‌گذاري مناسبي است كه كشور ما در آن نسبت به رقبا مزيت نسبي دارد. يعني به دليل فراواني و ارزاني اين منابع در كشور هزينه تمام شده فرآورده‌هاي تبديلي آن نسبت به ساير رقبا كمتر مي‌باشد و سرمايه گذاري در اين صنعت سود آور خواهد بود.

تاكيد بر مزيت نسبي در حالي است كه امروز در ادبيات اقتصادي بيشترين سخن از مزيت رقابتي است. مطابق اين نگاه، در صحنه رقابت آنچه به بنگاه‌ها مزيت مي‌دهد تكنولوژي است و منابع اوليه در توليد ارزش افزوده نقش مهمي ندارند.

4- توسعه توان داخلي در صنعت نفت غالبا به همكاري‌هاي ساخت و نصب و مطالعات مخازن محدود مي‌شود و كمتر به سطح همكاري هاي تحقيقاتي و پژوهشي مي‌رسد. درفعاليت‌هاي طراحي و مهندسي هم سطح اين همكاري غالباً محدود به طراحي تفصيلي است و به طراحي ‌پايه‌اي نمي‌رسد. يعني مراحل اساسي طراحي هنوز توسط شركت‌هاي خارجي انجام مي‌شود.

اين نواقص و اشكالات از آنجا برمي خيزد كه ما هنوز به درك روشني از روش استفاده از فرصت توسعه ميادين نفت و گاز خود در جهت توسعه تكنولوژي و توليد ارزش افزوده مبتني بر آن نرسيده ايم. زيرساخت‌هاي تحقق اين هدف را نمي‌شناسيم و به همين دليل هم به سوي آن حركت نمي كنيم.

 تاسيس شركت ملي گاز ايران :

از نوشته هاي تاريخ نويسان كهن چنين بر مي آيد كه ايرانيان در استفاده از گاز و ديگر مشتقات نفتي بر ديگر اقوام جهان پيشي داشته اند، بعنوان مثال وجود بقاياي آتشكده ها و معابد نظير آتش جاوداني نزديك كركوك كه به مشعل بخت النصر معروف بود، در نزديكي يك مخزن گاز طبيعي قرارداشت. همچنين بقاياي معابد زرتشتيان در نزديكي مسجد سليمان و روايات تاريخي از آتش جاوداني آتشكده آذر گشب در آذربايجان بجاي مانده همگي گواه اين مدعاست. ايرانيان باستان بنا به اقتضاي محيط مذهبي خويش آتش را گرامي ميداشتند و در جهت پايدار بودن آن مي كوشيدند در فلات مركزي و جنوبي ايران و در مناطقي كه جنگلهاي انبوه وجود داشت براي روشن نگهداشتن آتش مقدس از امكانات ديگري بجز چوبهاي جنگلي استفاده ميبردند و طبيعت اين مناطق باذخاير فراوان زيرزميني خود اين تلاش را آسان مينمود. مناطق غرب، جنوب و جنوب غربي ايران، آنچنانكه اكنون ميدانيم برروي دريائي از نفت و مشتقات آن قرارداشتند و دارند. بعضي از اين منابع در گذشته بدليل عمق بسيار كمي كه داشتند بافرسايش خاك و يا حركت گسلها يا ساير عوامل طبيعي ديگر بصورت قطرات ناچيزي از درياي زير زميني به بيرون تراوش كرده و انسان متفكر را به بهره برداري از آن وادار مينمودند و در ايران باستان نيز چنين شد . برابر اسناد تاريخي ، ايرانيان قبل از فلسطينيها ، سومري ها و چيني ها از نفت و گاز به گونه هاي بسيار ابتدايي ، تصادفي و بدون برنامه ريزي استفاده ميكردند و تلاش زيادي در جهت پايدار داشتن آتشهاي مقدس از خودنشان ميدادند ولي با اين همه ، سخن بسيار زيادي درباره تاريخ پيدايش نفت و گاز در ايران نمي توان گفت زيرا آنچه كه از اين صنعت با امكانات ابتدايي آن در روزگار كهن ايران خبر ميدهد بسيار اندك و غير مستدل است . اما بي ترديد در سالهاي نه چندان دور يعني از آغاز بهره برداري شركتهاي خارجي نفتي در ايران ، صنايع نفت و گاز در ايران رشد قابل ملاحظه اي داشته است كه بر آمار و ارقام متكي ميباشد .

نخستين اسناد تاريخي از استفاده برنامه اي گاز در ايران به زمان قاجاريه و سلطنت ناصرالدين شاه مربوط ميشود . هنگاميكه ناصرالدين در سال ١٨٧٣ ميلادي به لندن سفر كرده بود ، چراغهاي گازي كه روشني بخش معابربودند تعجب وي را بر انگيخت و علاقمند به بازديد از كارخانه چراغ گاز گرديد . وي پس از بازگشت به ايران ، دستور احداث و استفاده از كارخانه چراغ گاز را صادر كرد . استفاده محدود گاز در ايران تا تاريخ ١٩٠٨ميلادي كه نخسين چاه ايران در مسجد سليمان به نفت رسيد كم و بيش ادامه داشت . پس از استخراج نفت ،‌گازهاي همراه اجباراَ در محل سوزانده ميشدند .

شركت ملي نفت ايران از بدو تشكيل همواره بفكر چاره جويي و استفاده از گاز طبيعي بود كه بعلت بعد مسافت بين منابع توليد و نقاط مصرف و سنگيني سرمايه گذاري و كمي مصرف داخلي كه تنها محدود به بعضي از مناطق نفتخيز جنوب ميشد اين امر بعهده تعويق افتاد و همچنان گازهاي استحصالي سوخته و بهدر ميرفت . تدريجاَ كه منابع نفت يكي پس از ديگري احداث و به بهره برداري ميرسيد ، استفاده از گاز طبيعي براي تامين سوخت و محركه هاي كمپرسور و مولدهاي برق ، مصارف داخلي ، منازل سازماني در مناطق نفتخيز از جمله مسجد سليمان ، آغاجاري ، هفتگل و آبادان مورد توجه قرار گرفت و در كنار فعاليت هاي اصلي توليد ، انتقال و پالايش نفت خام در نواحي جنوبي ايران ، فعاليت هاي محدودي براي تهيه و بعمل آوردن گاز طبيعي توسط شركتهاي عامل در حوزه قرار داد بعمل مي آمد.

اولين استفاده از گاز طبيعي، خارج از مناطق نفت خيز براي تغذيه كارخانه جديد التاسيس مجتمع كود شيميايي شيراز بود كه در سال ١٣٣٤ واحد مذكور احداث و بهره برداري از آن آغاز شد و براي خوراك اوليه آن نياز به گاز طبيعي بود . براي اين منظور خط لوله اي به قطر ١٠اينچ و طول تقريبي ٢١٥ كيلومتر از گچساران به شيراز احداث گرديد .

 

رابطه فقر با بزهکاری

عوامل اقتصادي بزهكاري

فقر يكي از عوامل مهم انحرافات ، از جمله دزدي و انحراف جنسي در مردم بويژه در كودكان و نوجوانان است . بيشتر محروميتها و بر آورده نشدن تمايلات كه موجب عدم اطمينان اجتماعي مي شود ناشي از فقر است و نمي توان آن را ناديده گرفت .

بيكاري، كمبود مواد غذايي و پوشاك ، بي سوادي ، عقب افتادگي ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت كافي و انواع بيماريهاي روحي و جسمي ، حتي در سطح جهاني ، جنگها و خونريزيها ريشه در نيازهاي مادي و ترس از فقر دارد .

هنگامي كه در طبقات بالاي اجتماع بعلت نفع و حرص وولع براي رفاه بيشتر ، رحم شفقت و انصاف فراموش مي شود ، نمي توان از طبقات محروم انتظار دوستي و رحم شفقت داشت .

خانواده هاي فقير ،توانايي تامين مخارج تحصيل فرزندان خود را ندارند . بي لباسي و ژنده پوشي ، آلودگي ميكروبي ابتلا به انواع بيماريهاي مسري و غير مسري نتيجه مسلم فقر است .

عمده ترين بزه در ميان كودكان ، دزدي است . در ميان برخي از انواع كجرويها و وضع اقتصادي مانند روسپيگري ، گدايي و برخي دزديها و بيماريهاي روحي رابطه وجود دارد .

1

مسكن ، يكي از نيازهاي اوليه هر خانواده است . خانواده اكثر بزهكاران خردسال در زاغه ها يا اتاقهاي مخروبه و كثيف زندگي مي كنند و شرايط بسيار نامساعد وغير بهداشتي دارند و اكثراَ همه خانواده در يك اتاق زندگي مي كنند .

عدم تغذيه كافي و مناسب ، نبود پوشاك كافي و موجب ضعف ، عصبانيت و خودخواهي آنان مي شود و آنها را بسوي تقلب و كلاهبرداري مي كشاند .

مهاجرت :

مهاجران و فرزندانشان در شهرها گرفتار سرگرداني و بي اعتقادي به نظامها و مقررات اجتماعي شده به انواع انحرافات كشيده مي شوند . بررسيها نشان دهنده آن است كه انواع جرايم از قبيل سرقت ، رابطه نامشروع و در ميان مهاجران بيش از ديگران است و فقر، بيكاري و نبود تعليم وتربيت صحيح و كافي از عوامل مهم آن مي باشد .

عوامل خانوادگي :

1-  تبعيض : تبعيض در خانواده و توجه بيشتر والدين به برخي از فرزندان وتوجه كمتر نسبت به برخي ديگر سبب ايجادعقده كسري و احساس نفرت و بد بيني در كودك مي شود .

2-  خشونت : پاره اي از روان شناسان معتقدند كه ريشه اصلي جنايات و خشونتها در جامعه اعمال خشونت و تنبهات بدني است كه باعث ايجاد عقده هاي رواني در آنان مي شود .

3-   ننري ولوسي :محبت بيش از اندازه همان اثر و نتيجه را دارد كه بي مهري و بي توجهي

4-  سن والدين : بالا بودن سن والدين و عدم انطباق آنان با كودك و نوجوانان و نديده گرفتن نيازها و تمايلات كودك و نوجوانشان مي تواند از عوامل بزهكاري باشد .

5- عقب ماندگي والدين : خانواده هايي كه با زمان پيش نمي روند . فرزند آنان نيز با راه و رسم قديمي و كهنه زندگي را ادامه مي دهند و موجبات ناسازگاري رواني فرزندان با جامعه را فراهم مي آورند . كودك و خانواده   مي بايد فعالانه در امور اجتماعي سهيم باشند .

6-  يتيمي : يتيمي ناشي از مرگ پدر يا مادر يكي از مهمترين علل ناكامي ولگردي عقب افتادگي در مدرسه و اجتماع و ارتكاب بزه و تبهكاري و ساير بيماريهاي رواني است .

7-  طلاق و کشمکش : گسستگي خانواده تاثيري مسلم و قطعي در بروز رفتارهاي ضد اجتماعي در كودكان دارد . بالبي (bowlby ) معتقد است جدايي كودك از والدين بخصوص مادر موجب نا تواني در برقراري رابطه عاطفي سالم وصحيح به هنگام بلوغ مي شود . طلاق و گسيخته شدن خانواده خيلي بيش از نزاع ميان زن وشوهر موجب ناراحتي اطفال و بزهكاري آنان مي شود و از علل استثنايي ارتكاب جرم بشمار مي آيد .

8-  غيبت والدين از خانواده : وجود والدين در منزل ، بخصوص مادر نقش موثري در تربيت عاطفي ،رواني كودكان دارد و عدم حضور هر يك از والدين باعث ايجاد مشكلات تربيتي و اختلالات عاطفي در كودك مي شود.

9-  انحراف والدين : انحراف والدين يا يكي از اعضاي خانواده و زوال اخلاقي آنان ، ارتباط مسلمي با انحراف كودكان و نوجوانان دارد .

10-   بيسوادي : پائين بودن سطح فرهنگ و عدم آگاهي به مسائل پرورشي و علمي كودكان و نوجوانان زمينه ساز ارتكاب جرم وانحراف به شمار مي رود .

11-   بازداشتگاه : نگهداري كودكان و نوجواناني كه براي اولين بار دچار انحراف از مقررات اجتماعي مي شوند با مجرمان و سازمان سابقه دار در زندانها و دارالتاديها موجب تشويق و بد آموزيهاي بيشتر آنان مي شود .

12-   انحراف جنسي : تربيت نادرست و كمبودهاي عاطفي و علل اجتماعي ديگر باعث انحراف جنسي مي شود .

برخي علل انحراف جنسي :

1- 12خانواده : خانواده هاي متعصب . فاقد معلومات كافي در تحليل مسائل جنسي براي فرزندانشان زمينه هاي ارتكاب بزه را فراهم مي كنند .

2-12 ضعف مالي

3-12 عوامل فرهنگي و تربيتي : فساد اخلاق و زير بناي اخلاقي نادرست يكي از عوامل انحراف جنسي است .

4-12 سؤ استفاده از جاذبه جنسي: براي جلب نظر مصرف كننده و تامين منافع هر چه بيشتر اقتصادي و تجارت است كه با اين روش ، نيازهاي جنسي را تحريك مي كنند و عدم ارضاي آن به انحرافات اخلاقي و جنسي منجر مي شود . تبليغات ، تقليد، داستانهاي غير اخلاقي ، فيلمهاي محرك و موجبات انحراف را فراهم  مي آورد .

5-12كمبود عاطفي : روابط آشفته خانواده و طرد از خانواده زمينه مناسبي براي احساس تنهايي و تسليم به افراد شهوت طلب را فراهم مي آورد .

6-12 جنگ :موجبات سست شدن بنيان خانواده و بدبيني به مقررات اجتماعي را فراهم مي آورد و عامل زمينه ساز است .

7-12 نقص عقل : نقص عقل مانع از آن است كه شخص از ارزشهاي انساني خود آگاه شود و در نتيجه در موقع مقتضي نمي تواند تصميم مطلوب و پسنديده آغاز كند و تحت تاثير عوامل نامساعد محيطي قرار مي گيرد .

8-12 عوامل تربيتي : پس از خانواده ،مدرسه از عوامل مهم براي باور ارزشها و معيارهاي ذهني وتفكر و راه و روش كودكان در جامعه بشمار مي رود .

عوامل موثري كه در مدرسه مي توانند باعث انحراف كودكان شود :

الف) نقش معلم

ب)عدم هماهنگي و انطباق برنامه هاي آموزشي

ج) عدم راهنمايي صحيح

د) عدم تماس دائم بين مربيان با خانواده

ه) نداشتن امكانات كافي

12-9- گروه همسالان : كه نقش بسيار مهمي در يادگيري و تلقين و تقليد كودكان و نوجوانان دارد .

12-10- رسانه هاي گروهي : از قبيل راديو، تلويزيون و سينما مي توانند در جهت بهبود و يا انحراف اخلاق اجتماعي كودكان و نوجوانان موثر باشند .

ارزشهاي تربيتي خانواده : خانواده اولين پايه گذار شخصيت و ارزشها ومعيارهاي فكري است كه نقش مهمي در تعيين سرنوشت و خط مشي زندگي آينده فرد دارد. واكنش كودك نسبت به محيط خود به تبع تحت تاثير موازين اجتماعي و فرهنگي گروهي است كه در ميان آنها بزرگ شده .

تمام كساني كه نيازمنديهاي كودك را بر آورده مي سازند از محبت وي برخوردار شده و بنوعي سرمشقي براي او مي شوند . و در تماس با ديگران است كه تقليد ، پيروي از جمع و خوب و بد جامعه را مي آزمايد .

بعضي از دانشمندان محيط را به دومحيط عام شامل تمام اوضاع و اصول و مقتضيات عمومي و اجتماعي و محيط خاص شامل محدودة فرد و اطرافيان وي مانند مدرسه ، محيط كار تقسيم مي كنند . و بيسوادي ، تهيدستي و از هم پاشيدگي خانواده را از علل مهم انحراف كودكان و نوجوانان مي دانند . بنابراين خانواده است كه مي تواند تمام ويژگيهاي مثبت و سازنده يا منفي و مخرب در كودكان  بوجود آورد . و تمام حالات و رفتارهاي دوران بلوغ چه اجتماعي و چه ضد اجتماعي ريشه در تجربيات دوران كودكي دارد.

خانواده در عين حال كه كوچكترين واحد اجتماعي است از بزرگترين منابع ثروت  است و بعنوان يك نيروي ملي شناخته مي شود كه بزرگترين مقامها را در جامعه بشري دارد . چنانچه كودك از خانواده محبت ببيند و به محبت بزرگترها اطمينان داشته باشد به محيط پيرامونش اعتماد كامل خواهد داشت در غير اينصورت همه چيز براي او ناراحت كننده و خطرناك خواهد بود و موجبات اضطراب او را فراهم خواهد كرد . روانشناسان بر اين باورند كه كودكي كه از لحاظ عاطفي رشد نيافته ، توانايي تحمل رنج و عذاب يا به تعويق انداختن ارضاي مستقيم تمايلات خود را ندارد و اين محروميت عاطفي از مهمترين علل بزهكار جوانان است .

عدم پاسخگويي به نيازها، نشان دادن بي حوصلگي و در ناراحتي نگه داشتن كودكان و نوجوانان ، تاثيرات مخربي در آنان بجاي مي گذارد . هر عاملي كه در برابر رشد سالم جسماني و عاطفي كودك قرار گيرد مي تواند موجب اختلالات عاطفي شود كه همواره ريشه جرم است و بشكل خصومت ، نفرت ، آزردگي ، خرده گيری، پرخاش و نابسامانيهاي رواني آشكار مي شود.محبت تفاهم ، حس همدردي براي كودكان به همان اندازه نيازهاي فيزيولوژيك مهم است .

عوامل رواني در بزهكاري :

نوجوانان بزهكار خويشتن را افرادي نا مطلوب مي دانند و گرايش و تمايلي براي دوست داشتن ، ارزش گذاري و احترام بخود ندارند عموماَ افرادي آشفته ، درهم ، نامطمئن و متغير هستند .

روانشناسان مي توانند افراد بزهكار آينده را در كودكي پيش بيني كنند اينان از مشكلات رفتاري ، مشكل در تمركز و مشكلات تحصيلي برخوردار بودند و اينگونه مشكلات در واقع بازتاب مشكلات عاطفي آنان است .

خصوصيات شخصيتي افراد بزهكار :

زمينه شخصيتي وابسته ، ناايمني ، تنهايي و انزوا

بهره هوشی وبزهكاري

امروزه بسياري از مطالعات تجربي بر اين باورند كه ميان بهرة هوشي پائين و ميزان بالاي اقدام به بزهكاري همبستگي مداوم و پايداري وجود دارد . در ميان كودكاني كه كمي پس از تولد به فرزند خواندگي پذيرفته شده اند بزهكاري و جرايم در بزرگسالي بيشتر به الگوي رفتار والدين اصلي آنان نزديك بود تا والدين قيم ، شايد اين يافته مؤيد اين نكته باشد كه عوامل ژنتيكي احتمالاَ نقش غير مستقيم در زمينه ارتكاب بزهكاري دارد .

مبارزه با بزهكاري

تريازمن از جمله جامعه شناساني است كه معتقد است جدايي ميان انسان و اجتماع كه در حال دگرگوني است از مهمترين علل ازدياد بزهكاري نوجوانان به شمارمي رود . زيرا سرعت تحولات وتغييرات خيلي بيشتر از ميزان سازگاري فرد با محيط است . شرايط زندگي بايد به گونه اي فراهم شود كه نه تنها فرد از رفاه مادي برخوردار باشد بلكه احساس امنيت ، مسئوليت و محبت هم در فرد تقويت شود .

گروههاي كودك و نوجوان بايد بتوانند با وجود امكانات و تسهيلات فرهنگي به سوي هدفهاي سازنده راهنمايي شوند و خانه هاي فرهنگي ،مكانهايي براي نمايشگاهها و آموزشها است . كارگاههاي كوچك كارهاي دستي كودكان كانونهاي پرورش فكري باشگاههاي ورزشي و باعث سازماندهي اوقات فراغت نوجوان مي شود و او را از حالت انفعالي در مي آورد . نتيجه اين امور براي والدين و بخصوص براي كودكان و نوجوانان بسيار ارزشمند است . زيرا انزوا ، خستگي و افسردگي و بحران هويت را كاهش مي دهد و باعث كاهش فشار رواني در خانواده ها و افراد  مي گردد و تعادل ومحيط امني براي رشد كودك و نوجوانان فراهم مي آورد .